چای تلخ مینوشم و چشمهایم را میبندم..
این اولین صبح بی تو بودن است...و باور میکنم تمام دنیا مثل همین چای تلخ میماند
ذهنم پر شده از یادت...اسمت...عشقت و تنها جرعه ای چای سرد شده که به کام میریزم واقعیت
ها را یاد آور میشود...
واقعیت فاصله است...واقعیت سردی دستان توست...
واقعیت خواب ابدی اییست که سالهاست منتظرش هستم و مرا در نمیرباید....

+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 13:23 توسط احمد
|
سلام دوستای گلنم